تبليغاتX
آخرین گناه...
از روح زخمی من صدای ناله یی سرد میاد... !
این روزا ، حسش بیش از حده نبودت...

آرامشی که آفرید و رفته وجودت...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم تیر 1390ساعت 0:7  توسط ... | 
منو شمعی که کنار مزارت سهیمیم...

3 سال...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم تیر 1390ساعت 2:22  توسط ... | 
داره سه ساله میشه این هبوط...



+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم تیر 1390ساعت 3:21  توسط ... | 
تو که نیستی...

تو یخبندون این زندگی...

زخمامو با نمک میشورم...

تا یادم نره همه بدیام...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم مهر 1389ساعت 22:40  توسط ... | 
نه خون من از دیگران رنگینتره که غمم سنگینتر نباشه...

و نه تو ابدی و ازلی بودی...

اما یه چیزی هست این وسط...

عجب سرخه رنگ این عشق...

که هنوز و همیشه روزگارم رنگیه ازش...

2 سال و 2 ماه و...

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم مهر 1389ساعت 17:51  توسط ... |